قالب وبلاگ

برگه دهم (نهائی) از پرونده لهسازی ارزشها، با نقش آفرینی (به ظاهر) ارزشی ها

 

بسم اللّــه. . .

شنیده اید که؟ (این داستان غیرواقعی و البته بسیار واقعی را میگویم) : بازی فوتبال ایران و آرژانتین بود. مارادونا با بازی حیرت انگیزش در هر مسابقه ی فوتبالی غوغا میکرد. و حالا نوبت هنرنمائی اش در مقابل تیم ملی ایران شده بود. سرمربی تیم ایران، تمامی پیش بینی ها و برنامه ریزی ها را برای مهار مارادونا کرده بود.

 مسابقه که شروع شد، مدافع تیم ایران توپ را گرفت و به جای اینکه به سمت دروازه حریف برود، به سمت دروازه خودی رفت! به نزدیکی دروازه که رسید با تمام قدرت توپ را شوت کرد و به زیبائی دروازه ی خودی را گشود!! همه متعجب شدند و مات و مبهوت ماندند که این چه کاری بود؟ غافل از اینکه او اصلا متوجه نبود، اصلا توجیه نشده بود که باید چه بکند و چه نکند!! او در واقع هدف اصلی را (که گشودن دروازه تیم آرژانتین باشد) گم کرده بود. با این حرکت او، سرمربی تیم ایران با اعصابی خط خطی خطاب به بازیکنان فریاد زد: « بچه ها! مارادونا رو ول کنین، بجاش اینو بگیرین  ... »

در عالم اسلام هم از اینگونه مدافعین مهاجم، کم نداریم. کم نداریم که نه، در واقع زیاد هم داریم!! این مدافعین گل سرسبد خلقتند!! به جای اینکه یار دین باشند، بار دین هستند. به جای اینکه خود را به سلاح علم و معرفت تجهیز کنند، شمشیر نابخردی از نیام بیرون کشیده و به جان رگهای گردن اسلام افتاده اند. «معرفی مضامین و مبانی معرفتی غیر اسلامی به نام اسلام» ، « اشتباه شناختن و (بالطبع) اشتباه شناساندن اسلام حقیقی به دیگران» ، « علل الشرایع چیدن های بی مبنا و نادرست » و « ... » از جمله اقدامات تحسین برانگیزِ (!!) این مدافعینِ مهاجم است. خداوند متعال در قرآن کریم با تاکید بر عدم پوشاندن جامه باطل بر لباس حق، فرموده است: « وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ » (سوره بقره- آیه ی ۴۲: و حق را به باطل مپوشانید و حقیقت را پنهان نسازید و حال آن که (به حقانیت آن) واقفید). البته شأن نزول این آیه موضوع دیگری است، اما بخشی از منظور آیه در مورد مدافعین مهاجم نیز صادق است.

اینکه من و شما هم یکی از این مدافعین مهاجم شویم، اصلا کار سختی نیست !! فقط کافی است در برابر شبهه ها و ابهامات، بدون داشتن درک صحیحی از عقائد و شرائع اسلام، به دفاع از آنان بپردازیم. همین کار به ظاهر کوچک کوچک، اسم ما را در لیست طویل و عریض مدافعین مهاجمی که به سرمربیگری شیطان در مقابل لشکر اسلام لشکر کشیده اند، ثبت خواهد کرد.

اما مثال:

آنچنان داشت با شور و حرارت از اسلام دفاع میکرد و از فضائل این دین آسمانی میگفت، که اگر کسی اهل مطالعه و تفکر در دین نبود، خیال میکرد یکی از اولیاء مقرب الهی لب به سخن گشوده و دارد از زیبائی های دین خدا حکایت میکند. کلا فکر میکنم یک کم زیادی عاشق خدا شده بود!! دیگر شورش را در آورده بود اصلا!! دائماً میگفت: « خدا فکر همه چیز را کرده است، خدا برای همه کس و همه وقت و همه جا برنامه و تکلیفی معین کرده، دین اسلام بهترین دین است، من از آن اول اصلا فکر نمیکردم یک دین به این اندازه کامل و جامع باشد ... » . گفت و گفت و گفت تا رسید به یکی از احکام بسیار حساس دین اسلام که به زعم او بسیار هم کاربردی بود. رسید به بیان کاربردهای حکم "صیغه (متعه یا ازدواج موقت)". سکوت حکیمانه ای کرد، چشم انداخت به چشمم، قیافه اش را جمع کرد، به طوری که انگار ارسطو دارد برای اسکندر مقدونی فلسفه می بافد. یک آن احساس کردم که سفیهی بیش نیستم در برابر این عاقل حکیم!! پرسید: « تو اصلا میدونی خداوند حکم ازدواج موقت رو برای چی صادر کرده؟». گفتم: « آره ولی به گمونم اونقدری که تو در موردش اطلاعات داری من اطلاعات نداشته باشم ». پرسید: « دیدی یه وقتائی آدم تو معذوریت قرار میگیره و توی یه مجلسی میره که زن و مرد توش قاطی هستن و زنها هم بی حجابن؟ ». گفتم: « من تا حالا گیر نیفتادم خدا رو شکر، اما تو حرفتو بزن ». پرسید: « مثلا دیدی یه وقتائی میری توی یه عروسی مختلط و میبینی که همه زنها ......؟ ». کنجکاوانه پرسیدم: « خب؟ » گفت: « کاربرد صیغه اینه که وقتی میری توی اون مجلس، و مجبوری که به زنها نگاه کنی، تو دلت نیت میکنی و همه زنهای اون مجلس رو در نظر میگیری، و صیغه رو بر زبانت جاری میکنی. اونوقته که همه زنهای اون مجلس بهت محرم میشن و تو هم به گناه نمی افتی » . . .

 

 

* پی نوشت:

- قلمم شکست حین نوشتن اش

[ شنبه ۱۳٩۱/۱٠/۳٠ ] [ ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ] [ سجاد شاکریــ ] [ نصـایح () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

" بین الطلوعین " یعنی فاصله‌ی زمانی بین دو طلوع مقدس؛ یعنی فاصله‌ی بین طلـوع سر بریده‌ی حضرت خورشید بر فراز نیزه، و طلوع پرچـم " یالثــارات الحسیـن " بـر فــراز خانه‌ی کعبه. و مــا اکنون در بین الطّلوعیـن به سر میبـریم! به طلوع اول که نرسیـدیم؛ امــا طلوع دوم در راه است. نکند خوابمــان ببرد و بعد از طلوع،از خواب بیدار شویم! که دیگــر آنگاه نماز قضا شده و واجبی مغفول مانده. اصلا اگر خوابیدن در "بین الطلوعین" بـرای همه مکروه است، برای خونخواهـان حسین حرام تر از حرام است !! نکند خواب باشیم، خواب بمانیم و بعد که بیدار شدیم ببینیم به جــای پرچـم "یالثـارات الحسیـن" سـر امــاممــان بـر نیــــزه رفتـه باشد . . .
موضوعات وب
امکانات وب