قالب وبلاگ

حال مرا مپرس، که از دست روزگار

بیمار و مضطرم! نفسم بند آمده

ابلیس دلبرم شد و ... من هم مطیع و ... حال

از دست دلبرم نفسم بند آمده

دود هوا، به اهل زمین کی ضرر زده؟!

من، چون کبوترم، نفسم بند آمده ...

... آنهم دلیل نیست اگرچه!! از اینکه من ...

... بی بال میپرم نفسم بند آمده

.

.

اصلا چرا دروغ؟! تمامش بهانه بود!!

از دوریِ حرم نفسم بند آمده

هر دم به فکرِ چکمه ام و سینه ی حسین (ع)

از فکرِ در سرم، نفسم بند آمده

.

.

زیر فشار چکمه به هر زحمتی که بود

میگفت: مادرم! نفسم بند آمده

" رو بر مدینه کرد که یا ایّها الرسول!! " ...

... ای جد اطهرم! نفسم بند آمده

پس با زبان پر گله رو بر خیام، گفت:

مظلومه خواهرم! نفسم بند آمده

.

.

لَختی گذشت و زینب کبری (س) رسید و گفت:

بی سر برادرم! نفسم بند آمده

آهی کشید و گفت: « أ أنتَ أخی حسین ؟!! »

... از ترس معجرم نفسم بند آمده ...

 

سجاد شاکری

[ چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٠/۱۳ ] [ ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ ] [ سجاد شاکریــ ] [ نصـایح () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

" بین الطلوعین " یعنی فاصله‌ی زمانی بین دو طلوع مقدس؛ یعنی فاصله‌ی بین طلـوع سر بریده‌ی حضرت خورشید بر فراز نیزه، و طلوع پرچـم " یالثــارات الحسیـن " بـر فــراز خانه‌ی کعبه. و مــا اکنون در بین الطّلوعیـن به سر میبـریم! به طلوع اول که نرسیـدیم؛ امــا طلوع دوم در راه است. نکند خوابمــان ببرد و بعد از طلوع،از خواب بیدار شویم! که دیگــر آنگاه نماز قضا شده و واجبی مغفول مانده. اصلا اگر خوابیدن در "بین الطلوعین" بـرای همه مکروه است، برای خونخواهـان حسین حرام تر از حرام است !! نکند خواب باشیم، خواب بمانیم و بعد که بیدار شدیم ببینیم به جــای پرچـم "یالثـارات الحسیـن" سـر امــاممــان بـر نیــــزه رفتـه باشد . . .
موضوعات وب
امکانات وب