قالب وبلاگ

برگه هفتم از پرونده لهسازی ارزشها، با نقش آفرینی (به ظاهر) ارزشی ها

 

بسم اللّــه . . .

یکی از نابهنجاری های اجتماعی که در میان افراد جامعه و حتی در میان افراد مذهبی بسیار رواج یافته، مسئله بد دهانی و صحبت کردن با ادبیات ناخوشایند و به دور از ادب است. دشنام و ناسزا به معنای به کاربردن الفاظ و واژگان رکیک و عبارت های تند و زننده است و آن عبارت از این است که انسان از امور قبیح و مستهجن با عبارات و الفاظ صریح تعبیر کند.


متأسفانه بددهانی، دشنام گویی و به کارگیری واژه های عامیانه قبیح به گونه فزاینده ای در میان اقشار مختلف جامعه معمول گردیده است. البته دشنام گویی و بددهانی تنها منحصر به افراد فحاش نیست، بلکه به عنوان یک پدیده نابهنجار در تعاملات اجتماعی میان تمام اقشار جامعه رخنه کرده و در همه جا به اشکال و شیوه های گوناگون مشاهده می شود.

برای دشنام گویی و ناسزا و بددهانی آثاری را می توان بیان کرد که از مهم ترین آن ها کاهش اعتبار و ارزش اجتماعی دشنام گو است. به ویژه اگر دشنام گویی در شخص به عنوان عادت درآید و شخص نتواند خود را مهار نموده و احساسات و هیجانات خویش را کنترل کند. و آسیب این اثر منفی، بیشتر میشود وقتی که فرد از یک جایگاه اجتماعی مقدس برخوردار باشد.

متاسفانه یکی از آفت هائی که مدتی است در میان برخی از افراد یک قشر ارزشی راه پیدا کرده، و تا حدودی باعث فاصله گرفتن مردم از آن قشر شده است، پدیده بددهانی و دشنام گوئی است. این قشر معزز، "مداحان" هستند. که بعضا منبر رسول خدا را با خیلی جاهای دیگر اشتباه گرفته و نه حرمت منبر، نه حرمت جلسه، نه حرمت مستمعین، و نه حتی حرمت اهلبیت (علیهم السلام) را حفظ نمیکنند.

باید تاکید کرد، یکی از بزرگترین تعالیم اخلاقی اسلام محترم شمردن مقدسات جامعه است. هر فردی وقتی برای چیزی قداست خاصی قایل شد به آن احترام می گذارد و از حریم آن دفاع می کند و بهیچ وجه راضی نمی شود که دیگری به مقدسات او اهانت کند، اما برخی از مداحان محترم، به راحتی دهان به فحاشی (آن هم در حد فحش های رکیک) باز کرده و گل و بلبل تحویل ملت میدهند. در حالیکه آیات قرآن  و روایات اهلبیت (علیهم السلام) به شدت مسلمانان از بددهانی و فحاشی نهی کرده اند. تا جائی که قرآن کریم مومنان را از دشنام دادن به بتها بشدت منع می کند و می فرماید:

« وَ لَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ

ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُمْ بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ‏ »

(سوره انعام – آیه 108: و معبودانى را که جز خدا مى‏خوانند دشنام ندهید که آنان هم از روى تعدّى و جهل به خدا دشنام دهند. این‏گونه براى هر امّتى عملشان را زینت داده‏ایم؛ سپس بازگشت آنان فقط به سوى پروردگارشان خواهد بود؛ آن گاه آنان را از آنچه مى‏کردند با خبر خواهد ساخت)

گفتنی است یکی از مهمترین عوامل و خاستگاه های بددهانی، مسئله عادت است. هنگامی که انسان با فساق و فجار، اراذل و اوباش مجالست و هم نشینی کند و با آنها رفیق و مأنوس گردد به تدریج روحیات، خلقیات و عبارات آن ها در او اثر می گذارد و از آن جا که سخنان عادی آن ها توأم با هرزه گویی و فحاشی به یکدیگر است به او هم سرایت می کند. و باید تاسف خورد که برخی از افراد این قشر ارزشمند هم کم و بیش با اراذل و اوباش مانوسند و از آنها تاثیر گرفته اند.

و امالمصداق:

جناب آقای « ج.م » از مداحان جوانی است که طی سالهای اخیر در میان خواهران و برادران «دانسینگ باز» مقبولیت ویژه ای یافته است (این هم توفیقی است دیگر !!). ایشان در سوابق مداحی خود، سابقه خواندن نوحه ای برای حضرت عباس (علیه السلام) با آهنگ «خونه مادر بزرگه» را داشته اند !! همچنین ترانه های زیادی را از آن طرف آب دریافت نموده، زحمت کشیده اند، سبک آنها را یاد گرفته و همانها را برای اهلبیت (علیهم السلام) خوانده اند. ایشان روضه نمیخوانند و فقط در زمینه سینه زنی فعالند (البته اخیرا بنده ملاحظه کرده ام که در هیئت ایشان، مستمعین دقیقا به سبک رقص در دانسینگ های کشورهای اروپائی و امریکائی که با جمعیت زیاد برگزار میشود، به جای سینه زدن، دستهای خود را بالا برده و تکان تکان میدهند). ایشان چند وقت پیش، در یکی از جلسات مداحی شان، شروع میکنند به صحبت کردن و عرض ارادت به ساحت مقدس حضرت سیدالشهداء (علیه السلام). در قسمت فوقانی بنری که در پشت سر ایشان قرار داشته، تصویر حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) و امام خامنه ای (دام ظله العالی) قرار داشته است. ایشان جوگیر میشوند و خطاب به امام حسین (علیه السلام) میگویند: « حسین جان! ما همه خر تو هستیم » ، و بعد اشاره میکنند به عکس امام و آقا، و میگویند: « حتی این دو نفر »

[ یکشنبه ۱۳٩۱/٩/۱٢ ] [ ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ ] [ سجاد شاکریــ ] [ نصـایح () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

" بین الطلوعین " یعنی فاصله‌ی زمانی بین دو طلوع مقدس؛ یعنی فاصله‌ی بین طلـوع سر بریده‌ی حضرت خورشید بر فراز نیزه، و طلوع پرچـم " یالثــارات الحسیـن " بـر فــراز خانه‌ی کعبه. و مــا اکنون در بین الطّلوعیـن به سر میبـریم! به طلوع اول که نرسیـدیم؛ امــا طلوع دوم در راه است. نکند خوابمــان ببرد و بعد از طلوع،از خواب بیدار شویم! که دیگــر آنگاه نماز قضا شده و واجبی مغفول مانده. اصلا اگر خوابیدن در "بین الطلوعین" بـرای همه مکروه است، برای خونخواهـان حسین حرام تر از حرام است !! نکند خواب باشیم، خواب بمانیم و بعد که بیدار شدیم ببینیم به جــای پرچـم "یالثـارات الحسیـن" سـر امــاممــان بـر نیــــزه رفتـه باشد . . .
موضوعات وب
امکانات وب