قالب وبلاگ

بسیار مودب و خوش اخلاق بود و اهل ذکر.  مسئول دسته‌ بود. نزدیک ظهر برای سرکشی نیروها و رسیدگی به وضعیت سنگرها از پشت تخته سنگها راه افتاد. منطقه‌ نا امن ‌بود و امکان داشت هر لحظه دشمن هجوم بیاورد. نزدیک دره، خمپاره ای به زمین خورد و غرش آن خمپاره، فضا را آکنده ساخت و یک ترکش هم به قلب او اصابت کرد و او را به شهادت رساند. محلی که جنازه او قرار داشت، در تیررس دشمن بود و کسی نمی‌توانست به آنجا نزدیک شود، و از طرف دیگر، اگر جنازه او نیز دیده می شد، گلوله بیشتری بر آن محل می‌ریختند و ضمناً محل اختفاء ما نیز لو می‌رفت. همه حیران و نگران بودیم و نمیدانستیم چه باید بکنیم.


که ناگهان دیدیم یک دسته کبک، در آن محل بر روی زمین نشستند و جنازه وی را در استتار کامل قرار دادند!! بطوری که به هیچ وجه معلوم نمی شد در آن قسمت جنازه ای روی زمین افتاده ‌است. اگرچه گلوله‌هایی نیز به اطراف می خورد، اما پرندگان تا ساعت ها در آن محل ماندند. نزدیک‌های غروب پرندگان رفتند و چون هوا کم‌کم تاریک می شد، برای ما این امکان به وجود آمدکه جنازه آن شهید را به عقب برگردانیم. (راوی: شهید غضنفر خندان)

. . .

ای کاش یک دسته کبک هم در کربلا بودند، برای استتار بدن زاده ی زهرا (س) !!

صدای نحس عمر سعد بلند شد: « چند نفر داوطلب میخواهم! که اسبهایشان را نعل تازه بزنند و . . . »

[ پنجشنبه ۱۳٩۱/٩/٢ ] [ ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ ] [ سجاد شاکریــ ] [ نصـایح () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

" بین الطلوعین " یعنی فاصله‌ی زمانی بین دو طلوع مقدس؛ یعنی فاصله‌ی بین طلـوع سر بریده‌ی حضرت خورشید بر فراز نیزه، و طلوع پرچـم " یالثــارات الحسیـن " بـر فــراز خانه‌ی کعبه. و مــا اکنون در بین الطّلوعیـن به سر میبـریم! به طلوع اول که نرسیـدیم؛ امــا طلوع دوم در راه است. نکند خوابمــان ببرد و بعد از طلوع،از خواب بیدار شویم! که دیگــر آنگاه نماز قضا شده و واجبی مغفول مانده. اصلا اگر خوابیدن در "بین الطلوعین" بـرای همه مکروه است، برای خونخواهـان حسین حرام تر از حرام است !! نکند خواب باشیم، خواب بمانیم و بعد که بیدار شدیم ببینیم به جــای پرچـم "یالثـارات الحسیـن" سـر امــاممــان بـر نیــــزه رفتـه باشد . . .
موضوعات وب
امکانات وب