قالب وبلاگ

برگه پنجم از پرونده لهسازی ارزشها، با نقش آفرینی (به ظاهر) ارزشی ها

 

بـسـم اللّــــه . . .

 

برایم سوال بود. ابهام بود. نمیفهمیدم چطور کار به اینجا رسید؟

قابل درک نبود چرا امتی که در روز غدیر دیدند دستان علی (علیه السلام) توسط پیغمبر بالا رفته،  چند صباحی بعد همان دستها را با ریسمان بسته و علی (علیه السلام) را « خارجی » نامیده و به زور برای بیعت کردن با غاصب اول در کوچه های مدینه به روی زمین بکشانند !! نمیدانستم چطور میشود کار به اینجا برسد، که نماز خواندن و مسجد رفتن آن علی (علیه السلام) که شبی هزار رکعت نماز نافله میخواند، مورد تعجب و سوال مردم باشد و بعد از ضربت خوردنش در محراب مسجد کوفه، بسیاری از مردم بگویند: « مگر علی نماز هم میخواند؟! »


نمیفهمیدم! البته شاید قوای مدرکه من از کار افتاده بود، ولی در هر صورت درک نمیکردم چرا امیرالمومنینی که در جنگ ها شمشیر میچرخاند و فریاد میزد « لا حول و لا قوة الّا بالله العلی العظیم » و همیشه خود را در نهایت خضوع و خشوع نزد پروردگارش میدید، شده بود (و شده است) خدای یک عده ای که نام خود را « علی اللهی » گذاشته و او را پروردگار عالمیان میدانند.

شده بود یک معادله ی مجهول ، اینکه یک فردی در یک زمانی نزد مردم « بی نماز » و « خارجی » خوانده شود و در یک زمان دیگر بشود « آفریدگار جهان » !! و البته در یک دوره ای هم فردی نزدیک به حقیقت وجودی خود شناخته شود. اما حل این معادله با درک چند مساله ساده ممکن شد. آن مسائل هم این بود که باید دانست، و  قبول کرد، که مردم ممکن است در یک دوره ای جاهل، در یک دوره ای اهل افراط، در یک دوره ای اهل تفریط، در یک دوره ای اهل غلو، در یک دوره ای اهل علم و در دیگر دوره ها اهل چیزهای خوب و بد دیگر باشند. این نگاه های متفاوت (چه درست و چه غلط) به یک شخص، یک جریان، یک ارزش، یک تابو و یا یک نهضت، در همه ادوار زندگی ائمه معصومین (علیهم السلام) وجود داشت و بعد از غیبت امام دوازدهم هم ادامه یافت و هم اکنون نیز طبق روال پیشین خود باقیست.

امروز هم عده ای هستند که تصویر ولی فقیه را در بین دایره سینه زنی خود قرار داده و ساعت ها در هیأت دور آن سینه میزنند، امروز هم هستند افرادی که جایگاه ولی فقیه را عین جایگاه ائمه معصومین (علیهم السلام) و شخص ولی فقیه را عین شخص امام معصوم (علیه السلام) می پندارند، و عده ای هم هستند که ولی فقیه را یک فرد عادی مثل بقیه اعضای جامعه میشناسند و اصرار دارند که خودشان را فردی در حد ولی فقیه (یا برعکس، ولی فقیه را فردی در حد خودشان) نشان دهند، و صد البته عده ای هم هستند که بر حقیقت شخص و جایگاه ولی فقیه واقفند و عاملند نسبت به وظایف خود در قبال ایشان.

اما از میان همه این دیدگاهها و رویکردها (که بخشی مربوط به ارزشیها و بخشی مربوط به غیر ارزشیهاست)، باید در شناخت و معرفی جایگاه و شخص ولی فقیه، نگاهی عالمانه، به دور از افراط و تفریط و البته منصفانه داشت، تا ضربه هائی که اسلام از نگاه های انحرافی و نادرست نسبت به "ولی" (به معنای عام) در ادوار مختلف تاریخی خورده است، بر این امت وارد نگردد. در این میان نقش بسیار اساسی ارزشیها در زمان کنونی در اینجاست که جایگاه حقیقی ولی فقیه به عنوان زمامدار جامعه اسلامی را شناخته و با معرفی غلط او به جهانیان، بهانه به دست بهانه جویان ندهند. که متاسفانه این شناخت و معرفی صحیح، تا حدود زیادی محقق نشده است.

مثال می آورم:

1- در دیدار با مقام معظم رهبری (دام ظله) آقای ... پشت تریبون میرود و سخنرانی خود را با جمله «بابی انْتَ وَ امّی» آغاز میکند و بقیه محتوای سخنرانی نیز در تجلیل از مقام والای رهبر معظم می باشد که با گلایه شدید معظمٌ له روبرو میشود و ایشان میفرمایند:

من به شما عرض میکنم، به همه هم این را میگویم و گفته‌ام و تکرار میکنم؛ مبادا آن صفاتی، خصالی، مناقبی که متناسب با وجود ولی‌عصر (ارواحنا فداه) هست، اینها را تنزل بدهیم در سطح انسانهای کوچک و ناقصی مثل این حقیر و امثال این حقیر. اینی که گفته میشود کسانی که در این سفینه سوارند، غم طوفان ندارند: « چه غم دیوار امت را که دارد چون تو پشتیبان / چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان » این نوح امام زمان است، اما با یک نگاه عمومی به طول تاریخ اسلام وقتی نگاه کنیم - که سعدی هم با همان نگاه این شعر را گفته است - وجود مقدس خاتم‌الانبیاء (صلی‌الله‌علیه‌ و آله) نوحِ کشتیبان این امت است. بله، این امت در طول تاریخ خود فراز و نشیبهائی داشته؛ گاهی به گل نشسته، گاهی دچار ذلت شده، گاهی با مشکلات غیرقابل توصیفی مواجه شده، دست به گریبان شده؛ این ناشی از این است که سوار کشتی نشده. اگر واقعاً متمسک بشویم، متوسل بشویم بر کشتی نجات اسلام، همراه پیغمبر باشیم، مسلماً پیروزی نصیب ماست. (بیانات در دیدار نیروهاى مسلح منطقه‌ى شمال کشور و خانواده‌هاى آنان ۱۳۹۱/۰۶/۲۸)

2- بعضی از ارزشیهای دیگر هم از آن طرف قضیه میفتند و با ولی فقیه احساس صمیمیت بیش از حد میکنند و طوری عمل میکنند که گوئی ولی فقیه هم یکی از خود آنهاست !! این افراد جایگاه ولایت او را فراموش کرده و شأن والای او را نازل نشان داده و جرقه ای ایجاد میکنند که بعدها ممکن است با انفجاری مهیب همراه شود و ضربه ای مهلک بر بدنه اسلام عزیز وارد سازد. نگاه خوشبینانه ما به این افراد، منجر به این میشود که ما تنها به اهداء تذکری به آنها جهت اصلاح کارشان بسنده کنیم، اما اگر نگاه ما به اقدام آنها این بود که میخواهند عامدانه جایگاه ولی فقیه را تضعیف کنند و یک بهره برداری تبلیغاتی از شخص ولی فقیه بنمایند، طور دیگری برخورد میکردیم و مسلما سرنوشت زیبائی در انتظار این افراد نبود. این هم دسته گل خبرگزاری قرانی کشور در نوزدهمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری ها که در این ایام دائر می باشد.

 

 

ایکنا جان! شأن ولی فقیه بسیار بسیار اجل از این است که خبرنگار یک خبرگزاری باشد

 

 

* پی نوشت:

- مرنبط با متن. بخوانید

[ پنجشنبه ۱۳٩۱/۸/۱۱ ] [ ۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ سجاد شاکریــ ] [ نصـایح () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

" بین الطلوعین " یعنی فاصله‌ی زمانی بین دو طلوع مقدس؛ یعنی فاصله‌ی بین طلـوع سر بریده‌ی حضرت خورشید بر فراز نیزه، و طلوع پرچـم " یالثــارات الحسیـن " بـر فــراز خانه‌ی کعبه. و مــا اکنون در بین الطّلوعیـن به سر میبـریم! به طلوع اول که نرسیـدیم؛ امــا طلوع دوم در راه است. نکند خوابمــان ببرد و بعد از طلوع،از خواب بیدار شویم! که دیگــر آنگاه نماز قضا شده و واجبی مغفول مانده. اصلا اگر خوابیدن در "بین الطلوعین" بـرای همه مکروه است، برای خونخواهـان حسین حرام تر از حرام است !! نکند خواب باشیم، خواب بمانیم و بعد که بیدار شدیم ببینیم به جــای پرچـم "یالثـارات الحسیـن" سـر امــاممــان بـر نیــــزه رفتـه باشد . . .
موضوعات وب
امکانات وب