قالب وبلاگ

بر اساس توهمات خویش، گمان می کرد فلان دختر و پسر ممکن است با یکدیگر رابطه ی نامشروع داشته باشند

احساس می کرد نماینده ی خدا روی زمین است و باید هر طور شده پته ی این دختر و پسر را پیش خدا روی آب بریزد. شروع کرد به تجسس، و گشتن به دنبال دلائلی برای اثبات حدس خویش. از طرفی وقتی با پسر بود دائما به دنبال یک گاف کوچک از او بود و وقتی در بین جمعی بود که دختر هم در آن حضور داشت به دنبال نشانه ای مبنی بر ارتباط وی با پسر. هر پیامکی که برای دختر می آمد، به گمانش از طرف پسر بود و هر پیامکی که برای پسر می امد، به گمانش از جانب دختر. هر چه بیشتر تلاش میکرد برای اثبات حدس خویش، با آنکه نشانه ای نمی یافت، ولی بیشتر شک خود را به یقین نزدیک میکرد. آنقدر شیطان درونش، او را به وسوسه انداخت تا اینکه تصمیم گرفت بر اساس هیچ و پوچ، به آن دختر و پسر تهمت زده و آبرویشان را ببرد.

.

.


نگاهش به زن و مرد نامحرمی افتاد که وارد خانه ای شدند برای انجام عمل زنا

به شدت عصبانی شد و نزد رسول الله (ص) رفت. در حالیکه حضرت در جمع اصحاب بودند، ماجرا را به گونه ای که اصحاب بشنوند برای پیغمبر (ص) تعریف کرد. همه‌ی اصحاب برآشفتند و شمشیر کشیدند؛ تا از خجالت آن زن و مرد در آمده و به خدمتشان برسند. پیغمبر دستور دادند تا اصحاب سر جای خود نشسته و بی اذن او کاری نکنند، و برادر و پسرعموی خود علی بن ابیطالب (ع) را مأمور کرد تا از حقیقت ماجرا با خبر شده و سپس پیغمبر را در جریان قرار دهد. علی (ع) به در خانه رفت، چشمانش را بست، در زد، در همان حال که چشمانش بسته بود در را باز کرد و وارد خانه شد، زن و مرد که دیدند علی بن ابیطالب (ع) وارد خانه شده سریع خود روا جمع و جور کرده و از هم جدا شدند و خود را پوشاندند، و در تمام این مدت چشمان علی (ع) بسته بود. وقتی مطمئن شد که آن ها از هم جدا شده و کاملا پوشیده هستند چشمانش را باز کرد. دید مرد یک طرف ایستاده و زن یک طرف. از خانه بیرون رفت و به خدمت رسول الله (ع) رسید و گفت:

" من گناهی از آن زن و مرد مشاهده نکردم "

 

بهتر است وقتی در تعارض و تناقض و تضاد با راه و روش و مسلک امیرالمؤمنین (روحی فداه) هستیم و آبروی دیگران برایمان هیچ ارزشی ندارد، کام بر بندیم و در هر عمل احمقانه ای از او مایه نگذاریم و از شیعگی او دم نزنیم

[ چهارشنبه ۱۳٩۱/٥/٤ ] [ ۳:٠٩ ‎ب.ظ ] [ سجاد شاکریــ ] [ نصـایح () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

" بین الطلوعین " یعنی فاصله‌ی زمانی بین دو طلوع مقدس؛ یعنی فاصله‌ی بین طلـوع سر بریده‌ی حضرت خورشید بر فراز نیزه، و طلوع پرچـم " یالثــارات الحسیـن " بـر فــراز خانه‌ی کعبه. و مــا اکنون در بین الطّلوعیـن به سر میبـریم! به طلوع اول که نرسیـدیم؛ امــا طلوع دوم در راه است. نکند خوابمــان ببرد و بعد از طلوع،از خواب بیدار شویم! که دیگــر آنگاه نماز قضا شده و واجبی مغفول مانده. اصلا اگر خوابیدن در "بین الطلوعین" بـرای همه مکروه است، برای خونخواهـان حسین حرام تر از حرام است !! نکند خواب باشیم، خواب بمانیم و بعد که بیدار شدیم ببینیم به جــای پرچـم "یالثـارات الحسیـن" سـر امــاممــان بـر نیــــزه رفتـه باشد . . .
موضوعات وب
امکانات وب