قالب وبلاگ

سوغاتی مشترک من و همسفرم حیدر نجفی از سفر جنوب:

 

یا اباعبداللــــه . . .

 نظـر به جان خودم میکنم، وَ میبینمـ

چقدر جـا شده در قلب من محبت تـو

سپــاه جـور حریف دلـمــ نخواهد شد

ز بس که هست درونم پر از ولایت تو


تمام عزت من خورده آب از اینکه

شدم حقیر و نشستم به خاک ساحت تو

همین که "من" شده ام شاعر حدیث غمت

ز ناز شصت تو بوده است و از کرامت تو

سرشته اند گل خانه ام ز خاک حرم

سرشته اند گل من ز خاک طینت تو

غلام کوی تو خود پادشاه هر دو سراست

به هم زده است حساب مرا عدالت تو

ز بس جمال وجودت کمال زیبائی است

هدف ز خلقت آدم شده است خلقت تو

تمام مدت این عمر صرف غفلت شد

به جز دمی که به مجلس کنیم صحبت تو

حدیث نام تو درمان هر چه بیماری است

مسیح واله و شیدای این طبابت تو

خدا به خشم میآید چو خشم میگیری

خدا رضاست به خشنودی و رضایت تو

گرفته باز دلی که پر از هوای حرم

نشسته غمزده در انتظار دعوت تو

ز حج نیمه تمامت شده است معنا عشق

که حق عشق نبوده است جز شهادت تو

تمام جن و ملک غرق اشک میگردند

اگر که شرح دهم من کمی حکایت تو

وضو گرفته ز خون و سجود کرده به خاک

جهان نشسته به حیرت از این عبادت تو

حروف پیکر تو از هزار قطعه گذشت

الی الابد نکند هیچکس کتابت تو

میان عرش از این غم قیامتی برپاست

به روی خاک چو افتاده است قامت تو

به هر طرف شده اعضای پیکرت تقسیم

شبیه ذات خدا وحدت است کثرت تو

هزار سال گذشت از حکایت دفنت

هنوز زمزم جاری است چشم امت تو

هر آنچه زخم به جسمت اضافه تر گردید

اضافه شد به مقامات و بر قداست تو

شکست کاسه صبر خدای عزوجل

در آن غروب که کوفی شکست حرمت تو

کرانه تا به کرانه تمام خاک وجود

تر است از نم باران رحمت تو

ز مهربانی تو روز حشر می ترسم !!

که قاتلت ببرد سهم از شفاعت تو

شنیده ام که اجابت به زیر قبه ی توست

شنیده ام که شفا هست کار تربت تو

ز کوله بار گناهان خویش روز حساب

چگونه رو بنمایم من از خجالت تو

غلام همت آنم که در رکاب تو ماند

مرید پیــر مغــانم کـه بود رعیت تو

هزار زنده شود مرده پای وصف رخت

هزار مرده شود زنده با اشارت تو

به قرب حضرت حق می رسند گمراهان

اگر که جام زنند از خُم اطاعت تو

تمام حاجت من شد فقط همین مصراع

که قسمتم به جوانی شود زیارت تو

 

* پی نوشت:

- پایش به روی مین رفت ... بر روی خاک افتاد ... دیگر تمام شد کار !! ... شهادتش مبارک

شهادتت مبارک انیس شبهای پر دردم

[ شنبه ۱۳٩۱/۸/٦ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ سجاد شاکریــ ] [ نصـایح () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

" بین الطلوعین " یعنی فاصله‌ی زمانی بین دو طلوع مقدس؛ یعنی فاصله‌ی بین طلـوع سر بریده‌ی حضرت خورشید بر فراز نیزه، و طلوع پرچـم " یالثــارات الحسیـن " بـر فــراز خانه‌ی کعبه. و مــا اکنون در بین الطّلوعیـن به سر میبـریم! به طلوع اول که نرسیـدیم؛ امــا طلوع دوم در راه است. نکند خوابمــان ببرد و بعد از طلوع،از خواب بیدار شویم! که دیگــر آنگاه نماز قضا شده و واجبی مغفول مانده. اصلا اگر خوابیدن در "بین الطلوعین" بـرای همه مکروه است، برای خونخواهـان حسین حرام تر از حرام است !! نکند خواب باشیم، خواب بمانیم و بعد که بیدار شدیم ببینیم به جــای پرچـم "یالثـارات الحسیـن" سـر امــاممــان بـر نیــــزه رفتـه باشد . . .
موضوعات وب
امکانات وب