قالب وبلاگ

برگه چهارم از پرونده لهسازی ارزشها، با نقش آفرینی (به ظاهر) ارزشی ها

 

بسم الله . . .

از ویژگیهای مهم انسان، « تحول و تطورپذیری » و « قابلیت شکل گیریهای گوناگون شخصیت » است. انسان به گونه ای آفریده شده است که میتواند با آگاهی و آزادی، در محدوده ای نسبتا گسترده، راه خویش را برگزیند و در همان راه منتخب خود، شخصیت و هویت اخلاقی و اجتماعی خود را شکل بخشد. اگر تحول پذیری و قابلیت ایجاد تغییر در طبیعت و گوهر وجود انسان نبود، علم اخلاق، علوم تربیتی، و حتی ظهور پیغمبران الهی کاملا بیهوده و عقیم بود.


تحول پذیری انسان با ویژگیهای متعددی آمیخته است که شاید مهمترین آن ویژگیها، «آگاهانه» و «آزادانه» بودن آن باشند. به این معنی که در وهله اول، تحول پذیری و شکل یابی روحی و شخصیتی انسان، آن است که در پرتو علم و آگاهی صورت پذیرد و در وهله ی دوم اینکه انسان با آزادی، اختیار و انتخاب، شخصیت خود را محقق ساخته و تعالی بخشد. اعمال و رفتارهای انسان تحت تاثیر این دو عامل به وقوع میپیوندند و دوام پیدا میکنند و مسلما بدون تحقق این دو عامل اساسی نمیتوان از کسی انتظار داشت تا رفتاری را بصورت مستمر و با پذیرش قلبی از خود بروز دهد؛ همان طور که امام صادق علیه السلام در حدیثی میفرمایند: العامل على غیر بصیره کالسائر على السراب بقیعه لا یزید سرعه سیره الا بعدا'، عمل کننده از روى نادانى و ناآگاهى مثل راه رونده بر سرابى در زمین صافى است که سریع رفتن او به جز دورى از حقیقت و راه حق چیزى به همراه ندارد (بحار، جلد 1، صفحه 208).

اما آنچه در این نوشته مورد سوال و نقد قرار گرفته، عدم توجه فرهنگی کاران ارزشی به همین مسأله ی اساسی در ترسیم برنامه ها و اجرای اقدامات فرهنگی است. خواسته های نابجای فرهنگی کاران ارزشی، مبنی بر تغییر و اصلاح رفتار یک فرد، در زمانی که وی نه هیچ آگاهی ای از چرائی ایجاد آن تغییر دارد و نه خود را برای ایجاد آن مختار میبیند باعث می شود که فرد، نه تنها رغبتی برای اصلاح خود و ایجاد تغییر در رفتار خود نداشته باشد، بلکه دچار زدگی از اصل و مبدأ فرهنگ اصیل و حقیقی شده و نیازی به اصلاح رفتارهای قبلی خود نبیند. چادر کشیدن به سر دختران و بانوانی که در محیط بیرونی جامعه غیرمحجبه هستند در برخی دانشگاه ها و ادارات، نمونه ای از این کارهای بی اثر و احمقانه ی به ظاهر فرهنگی است که نه تنها آنها را به چادر سرکردن ترغیب نمیکند، بلکه باعث یکسان دیده شدن چادری های حقیقی و چادری های صوری میشود و این خائنانه ترین اقدامی است که میشود نسبت به یک ارزش انجام داد. اینکه یک تعداد افراد فاقد هویت حیا و عفاف را، به زور و اجبار شبیه افرادی کنند که حقیقتا اهل حیا و پاکدامنی هستند. البته مساله مذکور یک نمونه بود، و مصادیق فراوانی در جامعه وجود دارد که باعث ترقیق ارزشها و در دراز مدت محو و نابودی آنها میگردد.

و اما المصداق:

چند هفته پیش بود که برای استقبال از ورزشکاران پارالمپیکی به همراه مسئول استقبال کننده به فرودگاه امام خمینی (رحمت الله علیه) رفته بودم که از قضاء (شاید هم از کید شیطان) بازگشت انها به ایران مصادف شده بود با شب شهادت امام صادق (علیه السلام). ساعت دو و نیم بامداد بود و من هم به عنوان فیلمبردار و خبرنگار مشغول تهیه فیلم و تولید خبر بودم. مراسم استقبال از ورزشکاران با کف و سوت و رقص مردم شهیدپرور ایران اسلامی (آن هم در شب شهادت رئیس مذهب تشیع !!!) و ساز و آواز گروه ارکستر ارتش جمهوری اسلامی ایران (!!!) با شکوه خاصی انجام شد و من هم حرکت کردم به سمت ماشین. سوار آسانسور که شدم دیدم یک مرد میانسال طاغوتی در حال تمسخر اسلام و روحانیت است و به همراهش میگوید: " واقعا از اسلام چه انتظاری بیش از این داری؟ ". رویم را از او برگرداندم تا با دیدن من حرفهایش را قطع نکند. میخواستم بفهمم دلش از کجا پر است. و بالاخره فهمیدم! او هم مسافر همان هواپیمای لندن - تهران بود که ورزشکاران با ان آمده بودند. میگفت: « وقتی ورزشکاران از هواپیما پیاده شدند، یک روحانی از طرف کمیته ملی المپیک آمد و همه آنها را به صف کرد و با لحنی تهدید آمیز به آنها اخطار داد که "حتما باید در مصاحبه هایتان ایام شهادت امام صادق را تسلیت بگوئید و در صحبت هایتان تاکید کنید که ما هر چه داریم از رهبرمان داریم و مدیون خون شهدا هستیم، و الا در دریافت پاداش هایتان به مشکل بر میخورید" ». و طبق معمول، این اقدام بشدت فرهنگی نیز قابل دفاع نبود و من لال ماندم و بی جواب !!

[ شنبه ۱۳٩۱/٧/٢٩ ] [ ۱:۱٧ ‎ق.ظ ] [ سجاد شاکریــ ] [ نصـایح () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

" بین الطلوعین " یعنی فاصله‌ی زمانی بین دو طلوع مقدس؛ یعنی فاصله‌ی بین طلـوع سر بریده‌ی حضرت خورشید بر فراز نیزه، و طلوع پرچـم " یالثــارات الحسیـن " بـر فــراز خانه‌ی کعبه. و مــا اکنون در بین الطّلوعیـن به سر میبـریم! به طلوع اول که نرسیـدیم؛ امــا طلوع دوم در راه است. نکند خوابمــان ببرد و بعد از طلوع،از خواب بیدار شویم! که دیگــر آنگاه نماز قضا شده و واجبی مغفول مانده. اصلا اگر خوابیدن در "بین الطلوعین" بـرای همه مکروه است، برای خونخواهـان حسین حرام تر از حرام است !! نکند خواب باشیم، خواب بمانیم و بعد که بیدار شدیم ببینیم به جــای پرچـم "یالثـارات الحسیـن" سـر امــاممــان بـر نیــــزه رفتـه باشد . . .
موضوعات وب
امکانات وب