قالب وبلاگ

برگه دوم از پرونده لهسازی ارزشها با نقش آفرینی (به ظاهر) ارزشی ها

 

بسم الله . . .

اهل حافظ خوانی و گذراندن شبهایم با اشعار او نیستم. نه فقط به خاطر کراهت فقهی شعرخوانی در شب، که ترجیح میدهم از سکوت و آرامش شب برای نفکّر و تدبّر و تقریر بهره ببرم. اما برای این نوشته ام، دو بیت ذیل از جناب حافظ، مَطلع سخن شد، که: « واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند / چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند / مشکلی دارم، ز دانشمند مجلس بازپرس / توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند / گوئیا باور نمی‌دارند روز داوری / کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند / . . . »


جدا از همه سوء استفاده هائی که برخی مغرضین از این ابیات بر علیه روحانیون کرده اند، باید اعتراف کنم که در مواردی هم حقیقت ماجرا همین بوده است که " توبه فرمایان، خودشان اهل توبه و عمل به علم خود نیستند ". و " وای به روزی که بگندد نمک ". وقتی مدعیان دین و بالاخص برخی از روحانیون، اهل عمل به علم خود نباشند و احکام خدا را زیر پا بگذارند، سخنشان هم تاثیر خود را از دست داده و عملا یک موجود بی مصرفی می شوند که فقط دارند بر بدنه ی دین و مذهبیون هزینه تحمیل می کنند. چرا که به قول حکماء : «فاقد شیء نمی‌تواند مُعطی شیء باشد» و به قول ادباء: «از کوزه همان تراود که در اوست» و به قول سجاد شاکری: «ارتکاب به گناه، اگر در لباس تدین باشد، همان بهتر که فرد گناهکار، لخت و عور باشد و بی لباس !! تا غلطش به پای دین نوشته نشود». و البته باید آگاه بود، که اینها "توبه فرمایان گناهکار" نیستند، بلکه "گناهکاران توبه فرمایند"؛ و نکته اش در اینجاست که اینها گناهکارانی هستند که راه دین و لباس دین را ابزار هوسرانی شان قرار داده اند.

خدا رحمت کند پیر مهذّب، عالم عامل، عارف صاحب نَفَس، و زاهد خوش مشرب زمانه ما، یعنی امام خمینی (قدس سره) را؛ که فرمود: «مهم تربیت است، علم تنها فایده ندارد، علم تنها مضرّ است، گاهی این باران که رحمت الهی است، وقتی که به گُل ها می خورد بوی عطر بلند می شود. وقتی که به جاهای کثیف می خورد بوی کثافت بلند می شود. علم هم همین طور است. اگر در یک قلب تربیت شده علم وارد بشود، عطرش عالم را می گیرد و اگر در یک قلب تربیت نشده یا فاسد بریزد... این فاسد می کند عالم را (صحیفه نور ج14 ص32) ». و نیز فرمود: «هر اصلاحی، نقطه ی اولش خود انسان است، اگر چنانچه خود انسان تربیت نشود، نمی تواند دیگران را تربیت کند ..... انسان تا خودش را نسازد نمی تواند دیگران را بسازد و تا دیگران ساخته نشوند، نمی شود که کشور ساخته شود (صحیفه نور ج 11 ص 80) ».

وَ أمّا المِصداق:

یک رفیق جوانی دارم بنده به نام عباس، که تازه خدمت سربازی اش تمام شده، متأهل است و همراه برادر کوچکترش یک سوپرمارکتی را میچرخانند و از این راه، کسب درآمد می کنند. یک روز بنده حقیر برای خرید به مغازه شان رفته بودم و طبق معمول شروع کردم حین خرید شوخی کردن و گفتن و خندیدن، که متوجه شدم یک مشتری دیگر هم که مرد موجهی به نظر میرسید با دو دخترش در مغازه است و دارد با ما همراهی میکند و میخندد. آن مرد خریدش را کرد و رفت؛ بعد از رفتنش عباس مرا کنار کشید و پرسید: میشناختیش؟ گفتم: نه! گفت: روحانیه، از مشتری های دائم منه و دفتر ازدواج و طلاق داره. تعجب کردم که اگر روحانی است چرا با لباس شخصی بیرون آمده؟! که عباس حین صحبت هایش جواب سوالم را داد. گفت: زمانی که تو اداره راهنمائی و رانندگی سرباز بودم، یه روز رفتم اداره و دیدم این آقا، برگه به دست و با لباس شخصی، داره از این اتاق به اون اتاق میره و کارهاشو پیش میبره. خودمو بهش نشون دادم و کارشو پرسیدم، که جواب سربالائی داد و رفت. بعد از رفتنش، یکی از همکارانم پیش من اومد و گفت: "این آقا مدارک رانندگی اش باطل شده. با توجه به شغلش که دفتر ازدواج و طلاق داره، چند روز پیش یه خانومی رو از شوهرش طلاق داده و بدون اینکه مهلت بده عده ی اون خانوم تموم بشه، صیغه اش کرده (!!!)، و مأمورین ما این آقا و اون خانم رو در ماشین شخصی اش، زیر پل یادگار، در حال رابطه جنسی صد درصدی دیدن (!!!!!!) و همونطور لخت آوردنش تو اداره و با چک و لگد از خجالتش در اومدن". عباس که داشت این حرف ها را میزد، کم مانده بود از خجالت آب بشوم و در زمین فرو روم. عباس پسر خوبی است، و اهل نماز و روزه و کسب حلال، اما آنچنان انقلابی و حامی روحانیون و حکومت نیست. حالا دیگر با چیزی که او دیده بود، هر چه که من ریسیده بودم تا او را به روحانیت و انقلاب و حکومت خوشبین کنم، نقش بر آب شده بود و من هیچ حرفی برای گفتن نداشتم.

توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند ؟ . . .

[ جمعه ۱۳٩۱/٦/۳۱ ] [ ٩:٢٧ ‎ب.ظ ] [ سجاد شاکریــ ] [ نصـایح () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

" بین الطلوعین " یعنی فاصله‌ی زمانی بین دو طلوع مقدس؛ یعنی فاصله‌ی بین طلـوع سر بریده‌ی حضرت خورشید بر فراز نیزه، و طلوع پرچـم " یالثــارات الحسیـن " بـر فــراز خانه‌ی کعبه. و مــا اکنون در بین الطّلوعیـن به سر میبـریم! به طلوع اول که نرسیـدیم؛ امــا طلوع دوم در راه است. نکند خوابمــان ببرد و بعد از طلوع،از خواب بیدار شویم! که دیگــر آنگاه نماز قضا شده و واجبی مغفول مانده. اصلا اگر خوابیدن در "بین الطلوعین" بـرای همه مکروه است، برای خونخواهـان حسین حرام تر از حرام است !! نکند خواب باشیم، خواب بمانیم و بعد که بیدار شدیم ببینیم به جــای پرچـم "یالثـارات الحسیـن" سـر امــاممــان بـر نیــــزه رفتـه باشد . . .
موضوعات وب
امکانات وب