قالب وبلاگ

توهین به پیغمبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) !!!

مساله ای که چند روزی است نه فقط مسلمانان، بلکه بسیاری از مردم آزاده‌ی تمامی کشورهای دنیا را به اعتراض و اعلام انزجار نسبت به عاملین این توطئه وا داشته است. در وجوب اعتراض کردن و برافراشتن علَم مبارزه با این توطئه هیچ شکی نیست و حتی نه فقط پیامبر گرامی اسلام، که توهین به هر کدام از پیامبران الهی باید باعث بروز خشم مردم در برابر عاملین این توهین ها باشد. همه‌ی اینها به جای خود، اما آنچه در این ماجراها تا حدود زیادی مغفول مانده، این است که صرف نظر از اغراض سیاسی، فرهنگی و بعضاً اقتصادیِ توهین کنندگان، چرائی انتخاب روش و محتوای این توهین ها می باشد.


بیائید با هم مرور کنیم. یک یهودی، یک صهیونیست، یک امریکائی، یک انگلیسی، یک دانمارکی یا هر دیوانه‌ی دیگری (با حمایت یک جریانی) قصد دارد برای تحقق هدف شوم خود (یا آن جریان)، توهینی در قالب فیلم، نقاشی، طراحی، کاریکاتور و امثالهم به یکی از مقدّسات ادیان توحیدی بنماید. به عنوان مثال، قالب توهین را "فیلم" و موضوع مورد اهانت را "شخص پیامبر اسلام" قرار میدهد. بعد از انتخاب اینها، میرود به سراغ منابعی که در خصوص سیره و آداب زندگی و ابعاد شخصیتی پیامبر اسلام به او شناختی ارائه دهند. طبیعتا منابعی را انتخاب میکند که قابلیت سوژه بخشی به او را داشته باشند و مورد وثوق جمعیت زیادی از مسلمانان باشند. مثلا کتب صحیح مسلم و صحیح بخاری را که صحّت محتوای آنها (همانطور که از نامشان بر می آید) برای جمعیّت زیادی از مسلمانان (که البته جمعیت غالب هم هستند) یعنی اهل تسنن، محرز و مسلّم است. پلید بودن آن شخص جای خود، اما آنچه که به پلیدی آن شخص پر و بال میدهد همین سوژه هائی است که مسلمانان در کتب مورد وثوق خود به راحتی در اختیار او قرار داده اند.

بد نیست مروری بر این سوژه های اعطائی کتب اهل تسنّن به ایجادکنندگان پارادایم های فکری ضد اسلامی و در رأس آنها نژاد پرستان یهودی داشته باشیم:

1-  صحیح بخاری و صحیح مسلم از عایشه روایت کرده اند که گفت: «ابوبکر در ایّام مِنی بر پیامبر وارد شد و دید که دو دخترک نزد وی دف می زنند و ضرب می نوازند. و پیامبر نیز خود را در جامه پوشانیده است. ابوبکر آنها را سرزنش کرد و براند و پیامبر پوشش چهره اش را پس زد و فرمود: ای ابوبکر، آن دو را به حال خود واگذار که ایّام عید است و این روز ها روزهای مِنی است»! (صحیح بخاری، کتاب المناقب؛ ج۲، ص۱۷۹- کتاب العیدین، ج۱، ص۱۲۳- صحیح مسلم، کتاب صلاه العیدین، ج۲، ص۶۰۸- مسند احمد، ج۶، ص۸۴)

2-  بخاری و مسلم از عایشه نقل می کنند که: «دیدم پیامبر مرا با ردایش می پوشاند و من حبشی ها را که در مسجد بازی و رقص میکردند تماشا میکردم، که عمر آنها را بازداشت و پیامبر فرمود: آنها را به حال خود بگذار. ای حبشی ها آسوده خاطر باشید! پس قدر دخترکان نو رسیده بازیگوش را بدانید»!  و در ادامه‌ی روایت به نقل از عایشه آمده است: «من از پیامبر درخواست کردم، یا خود او فرمود که: آیا دوست داری تماشا کنی؟ گفتم: آری پس مرا بر پشت خود قرار داد و گونه ام بر گونه اش بود که می فرمود: ای بنی ارفده(حبشی ها) ادامه دهید! تا آنگاه که خسته شدم و فرمود: سیر شدی؟ گفتم: آری فرمود: پس برو» (صحیح بخاری، کتاب العیدین؛ ج۲،ص۶۰۸)

3-  روایت است از ابوبکر ابن ابی شیبه و زهیر بن حرب و اسحق بن ابراهیم از منصور، از ابراهیم، از اسود، از عایشه که گفت: «ما زنان پیامبر حائض بودیم، پیامبر امر فرمود لباسهای حیض را بپوشیم و با ما مباشرت می کردند (هم بستر می شدند)» (صحیح مسلم، تاب الحیض - باب مباشرة الحائض فوق الازار - صفحه ۱۵۹)

4-  در صحیح بخاری از جمله رفتارهای پیغمبر نقل میکند که: «پیامبر هر زمان که آمدن وحی برایشان به تأخیر می افتاد یا قصد خودکشی می کرد، و کراراً می خواست خود را از فراز قلّه پرت کند و یا در نبوت خود به شک افتاده و گمان می کرد که وحی به خانه عمر بن الخطاب انتقال یافته و ایشان از این پس پیامبر شده است» (صحیح بخاری کتاب التعبیر، ص2982 - کتاب الانبیاء، ص 3392)

5-   . . . (موارد فراوانی که شرم دارم از بیان آنها)

آیا برادران اهل تسنن توجه دارند که ناخواسته، در وهن نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و اله وسلم) مشارکت داشته و سوژه و بهانه به دست یهودیان و دشمنان اسلام داده اند؟ آیا سکوت همیشگی شیخ ألأزهر و وهابیان سعودی (که از جان و دل مدافع چنین کتب و روایاتی هستند) در برابر چنین توهین هائی به پیامبر گرامی اسلام، مورد تائید برادران و خواهران اهل تسنّن است؟ آیا وقت آن نرسیده است که علماء اهل تسنن با بازنگری در برخی منابع تاریخی و روائی خود، گامی در مسیر حقیقت طلبی و جلوگیری از وهن نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و اله و سلم) داشته باشند؟

به امید مُشت شدن همه‌ی انگشتان دنیای اسلام در عرصه‌ی جنگ با دنیای استکبار

 

[ دوشنبه ۱۳٩۱/٦/٢٧ ] [ ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ ] [ سجاد شاکریــ ] [ نصـایح () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

" بین الطلوعین " یعنی فاصله‌ی زمانی بین دو طلوع مقدس؛ یعنی فاصله‌ی بین طلـوع سر بریده‌ی حضرت خورشید بر فراز نیزه، و طلوع پرچـم " یالثــارات الحسیـن " بـر فــراز خانه‌ی کعبه. و مــا اکنون در بین الطّلوعیـن به سر میبـریم! به طلوع اول که نرسیـدیم؛ امــا طلوع دوم در راه است. نکند خوابمــان ببرد و بعد از طلوع،از خواب بیدار شویم! که دیگــر آنگاه نماز قضا شده و واجبی مغفول مانده. اصلا اگر خوابیدن در "بین الطلوعین" بـرای همه مکروه است، برای خونخواهـان حسین حرام تر از حرام است !! نکند خواب باشیم، خواب بمانیم و بعد که بیدار شدیم ببینیم به جــای پرچـم "یالثـارات الحسیـن" سـر امــاممــان بـر نیــــزه رفتـه باشد . . .
موضوعات وب
امکانات وب