قالب وبلاگ

برگه اول پرونده لهسازی ارزشها با نقش آفرینی ارزشی ها

 

بسم الله . . .

شاید روزی نیست که نبینیم ارزشیها با هر وسیله ای که گیرشان آمده است به جان یکدیگر افتاده و یا با جوهر سیاه قلمهایشان همدیگر را خط خطی می کنند. از دروغ و تهمت و غیبت گرفته که گناهان کبیره در درگاه الهی است، تا نشر اکاذیب و شایعه سازی هائی که بر اساس قوانین کیفری جمهوری اسلامی ایران نوعی جرم محسوب می شوند و مجازات کیفری دارند. بنده حقیر بارها و بارها به چشم خود دیده ام که بر اثر کینه توزی ها و بغض ورزی ها، به خواهران و برادران ما تهمت هائی زده شده است که نه تنها آنها را از میدان جهاد اکبر و اصغر خارج نموده، که از دین و قرآن و رهبر و نظام هم متنفر کرده است. و یا شایعه سازی هائی در خصوص بعضی افراد بی گناه صورت گرفته که آنها را یک شبه از مقام عزت و احترام در بین مردم، به مقام ذلت و نا محترمی در جامعه تنزل داده است.


اشتباه نشود یک وقت! بنده در مورد سیاست های دشمنان دین و قرآن و نظام علیه ارزشی ها سخن نمیگویم !! اینها نوع مواجهه و برخورد یک آقاپسر صاحبریش، یا یک دخترخانم صاحبچادر، با یک آقاپسر صاحبریش، یا یک دخترخانم صاحبچادر دیگر است !!! راستش را بخواهید، بعضی از ما ارزشی ها به راحتی داریم آب در آسیاب دشمن میریزیم؛ آنهم بصورت شبانه روزی. بدون شک شما هم دیده اید که خواهر یا برادری به خاطر شایعات دروغی که پشت سرش هست، و یا آبروئی که از او رفته، و یا تهمتی که به او زده شده، دلگیر و سرخورده است و حتی از ارزشی بودن خودش احساس حقارت میکند و با خود میگوید: «وقتی توسط ارزشی ها چنین حرکاتی صورت میگیرد، من چرا باید یک فرد ارزشی باشم تا من هم یکی از آنها شناخته شوم؟». البته او تا حدودی حق دارد، ولی تا حدودی هم اشتباه میکند. اشتباهش هم در این است که باید بداند این ارزشها نیستند که باید با اشخاص سنجیده شوند، بلکه ارزشها میزانند و این اشخاص هستند که باید به نسبت سنخیتشان با ارزشها، به آنها بها داده شود. ولی اشتباه بزرگتر را مائی کرده ایم که به یک هوس شهوانی خودمان (تهمت و دروغ و شایعه سازی و . . .) وجهه‌ی دینی داده و در پی تفسیر و توجیه آن با موازین شرع مقدس هستیم.

اما مثال:

رفقای قدیمی یادشان هست؛ یک زمانی که در مرحوم مغفور «وقتی که او نیست» مینوشتم، در اعتراض به کثرت فساد در جامعه، و حتی تسرّی این فساد بر سر مزار شهدا، تصمیم گرفتم طی این پست اعلام کنم که یک هجرت چهل ساعته به بهشت زهرا (س) خواهم داشت، که ماجراهای قبل و حین و بعد آن هجرت بسیار مفصل و شنیدنی است. از جمله‌ی این ماجراها حمایت بی شائبه وبلاگ جانبازان شیمیائی از حرکت اعتراضی بنده بود. وبلاگ جانبازان شیمیائی از جمله وبلاگهای مدعی احقاق حقوق خانواده های شهدا، ایثارگران، جانبازان و آزاده هاست، که مورد عنایت جناب آقای قالیباف نیز بوده و هست. باید اعتراف کنم که حقاً و انصافاً حمایت رسانه ای و خبری این وبلاگ در ابدای این حرکت، در تبلیغ و اشاعه خبر برگزاری آن بسیار موثر بود و با چنین پستی توجه بسیاری از رسانه ها را به هجرت بنده جلب کرد:

اما چه سود که در فاصله کمتر از 25 روز بعد اتمام هجرت چهل ساعته، این وبلاگ از دشمنان قسم خورده ی بنده شد و طی این پست چنین شایعه ی دروغی را در مورد بنده و حرکت اعتراضی ام منتشر نمود:

یک شایعه سازی دروغ! البته بنده خبرنگار خبرگزاری حیات و سایت ایثار بوده و هستم، اما اینکه چنین حرکتی را به دستور ریاست عالی بنیاد انجام داده باشم و عضوی از تیمی باشم که این وبلاگ مدعی وجود خارجی آن شده و . . . حقیقت نداشت. اما بالاخره این مطلب باعث هجمه های فراوانی به بنده و حرکتی که انجام داده بودم شد.

البته این را هم بگویم، که بنده مدتی پس از انتشار این پست در وبلاگ جانبازان شیمیائی، در نمایشگاه مطبوعات خدمت آقای هادی کسائی زاده (مدیر وبلاگ مذکور) رسیدم و از خجالت ایشان در آمدم. ایشان هم به محض دیدن و شناختن من از نشر چنین پستی در وبلاگشان اظهار بی اطلاعی کردند (!!!!!!!!!!!!!!!) و گفتند این پست را همکارانشان (و نه خودشان) در وبلاگ ایشان قرار داده اند !! (شما هم بشنوید و باور کنید!). همچنین گفتند که به زودی یک معذرت نامه ای بابت انتشار این شایعه‌ی دروغ در وبلاگشان قرار میدهند و بابت این کار طی یک پست، بصورت رسمی و علنی از بنده عذرخواهی میکنند (که چنین معذرت نامه ای هرگز در وبلاگ مذکور نهاده نشد و این هم دروغی بود در کنار دروغ های دیگرشان).

این یک نمونه لِهسازی ارزشی بود؛ که طی آن یک وبلاگ به ظاهر ارزشی (وبلاگ جانبازان شیمیائی)، یک عمل غیر ارزشی (شایعه سازی و دروغ) مرتکب شد، علیه فرزند شهیدی که به شکستن حرمت شهدا و وجود فساد در جامعه حرکتی اعتراض آمیز انجام داده بود. خب حالا من از شما چند سوال میپرسم: بدخواهان ما ارزشی ها، چه غذائی میخواهند چرب و چیلی تر از این که چنین اتفاقی بین ما بیفتد؟ اصلا نتیجه‌ی مثبت چنین دروغی چه بود؟ چه کسانی از شیوع این دروغ و تحقق این اقدام نابخردانه خوشحال، و چه کسانی ناراحت شدند؟

و قص علی هذا . . .

«یا اَیُّهَا الَّذین آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصادِقین» (119 / توبه)

[ جمعه ۱۳٩۱/٦/۱٧ ] [ ٦:۳۳ ‎ب.ظ ] [ سجاد شاکریــ ] [ نصـایح () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

" بین الطلوعین " یعنی فاصله‌ی زمانی بین دو طلوع مقدس؛ یعنی فاصله‌ی بین طلـوع سر بریده‌ی حضرت خورشید بر فراز نیزه، و طلوع پرچـم " یالثــارات الحسیـن " بـر فــراز خانه‌ی کعبه. و مــا اکنون در بین الطّلوعیـن به سر میبـریم! به طلوع اول که نرسیـدیم؛ امــا طلوع دوم در راه است. نکند خوابمــان ببرد و بعد از طلوع،از خواب بیدار شویم! که دیگــر آنگاه نماز قضا شده و واجبی مغفول مانده. اصلا اگر خوابیدن در "بین الطلوعین" بـرای همه مکروه است، برای خونخواهـان حسین حرام تر از حرام است !! نکند خواب باشیم، خواب بمانیم و بعد که بیدار شدیم ببینیم به جــای پرچـم "یالثـارات الحسیـن" سـر امــاممــان بـر نیــــزه رفتـه باشد . . .
موضوعات وب
امکانات وب