قالب وبلاگ

   نهری از کوثر / درآمدی بر سبک زندگی اسلامی / نهر پانزدهم ..

 

* بهش می گفتند: انحصار طلب، دیکتاتور، مرفّه، پولدار ... دوستانش دوستانه گفته بودن چرا جواب نمی دی؟ تا کی سکوت؟ می گفت: « مگه نشنیدید که قرآن می گه إنّ اللهَ یُدافِعُ عَنِ الّذین آمَنوا. یعنی یه وظیفه برای منه که ایمان آوردنه، یکی هم برای خداست که دفاع کردنه. دعا کن من وظیفه خودمو خوب انجام بدم. اون کار خودش رو خوب بلده »

* بین جمع رو کرد به فرزند کوچک که: « فرزندم! نظرت درباره این ترجمه سوره حمد که انجام دادم چیه؟» همه خندیدند، که آخه این بچه چی از ترجمه و تفسیر قرآن می فهمه! گفت: « اتفاقا نظرش برام مهمه!  چون می خوام بدونم ترجمه من برای هم سن و سال های اون هم به درد می خوره یا نه؟»

* دعوت شده بود برای سخنرانی. گفت: اول من رو بشناسید بعد دعوتم کنید. گفتند می شناسیم! گفت: من روحانی هستم، ولی نعلین نمی پوشم! تنها با افراد مذهبی در تماس نیستم بلکه با افراد به ظاهر غیر مذهبی هم سر و کار دارم. اگر فردا دیدید عده ای بدون ریش و با کراوات به خانه و محل کارم می آیند تعجب نکنید. حالا اگر خواستید می آیم.

* همه جمع شده بودند برای جلسه. باهنر رو فرستاده بودند دنبالش که اون رو بیاره. اومده بود و گفت که آماده شید بریم؛ همه منتظر شما هستن. عذر خواسته بود. گفته بود جمعه متعلق به خانواده است، قرار است برویم گردش. اخم باهنر رو که دید گفت: بچه‌ها منتظرند، سلام برسونید، بگید فردا در خدمتم.

* به قاضی دادگاه نامه زده بود که: «شنیدم وقتی به مأموریت می‌روی ساک خود را به همراهت می‌دهی. این نشانه تکبر است که حاضری دیگران را خفیف کنی.» قاضی رو توبیخ کرده بود. حساس بود، مخصوصاً به رفتار قضات.

* می گفت : 15 ساله که بودیم دسته جمعی امر به معروف ونهی از منکر می کردیم. اول یکی مون می گفت، بعد دیگری، بعد ... اثرش زیاد بود. می گفت: « فهمیدیم همه چیز در جماعت است. ید الله مع الجماعه ».

* وسط راهپیمائی گفتند حالا که شعار « مرگ بر شاه » تکراری و همه‌گیر شده؛ بیاید یه شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است». آشفته شده‌ بود. گفت: « رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید ».

* «مرگ بر بهشتی»!  اونقدر این شعار رو بلند جلوی دادگستری فریاد می زدند که بهشتی به راحتی می شنید. یکی از همراهانش رو کرد به بهشتی که: چرا امام ساکته؟ ای کاش که جواب این توهین ها رو می داد. بهشتی گفت: « برادر! قرار نیست در مشکلات از امام هزینه کنیم. این مائیم که سپر بلای اوییم، نه او سپر بلای ما .. »

[ جمعه ۱۳٩٢/٤/٧ ] [ ٥:٥۱ ‎ب.ظ ] [ سجاد شاکریــ ] [ نصـایح () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

" بین الطلوعین " یعنی فاصله‌ی زمانی بین دو طلوع مقدس؛ یعنی فاصله‌ی بین طلـوع سر بریده‌ی حضرت خورشید بر فراز نیزه، و طلوع پرچـم " یالثــارات الحسیـن " بـر فــراز خانه‌ی کعبه. و مــا اکنون در بین الطّلوعیـن به سر میبـریم! به طلوع اول که نرسیـدیم؛ امــا طلوع دوم در راه است. نکند خوابمــان ببرد و بعد از طلوع،از خواب بیدار شویم! که دیگــر آنگاه نماز قضا شده و واجبی مغفول مانده. اصلا اگر خوابیدن در "بین الطلوعین" بـرای همه مکروه است، برای خونخواهـان حسین حرام تر از حرام است !! نکند خواب باشیم، خواب بمانیم و بعد که بیدار شدیم ببینیم به جــای پرچـم "یالثـارات الحسیـن" سـر امــاممــان بـر نیــــزه رفتـه باشد . . .
موضوعات وب
امکانات وب